آیا محدودیت مذهبی توجیه برای حکومت اسلامی است؟
امروزه ما در کشوری هستیم که بر پایه اصول دینی اداره می شود و در این جامعه هیچ کس حق صحبت و یا انتقاد درباره ی مسائل دینی را ندارد و هر کس صحبتی مغایر مذهب خودش را بزند از طرف مردم ملحد شناخته می شود و دراین باره مجازات هایی هم دارند ....
از نمونه های این مسائل در تاریخ میتوان به قتل رساندن شهاب الدین سهروردی بنیان گذار حکمت اشراقی را نام برد ویا مسائلی که برای شیخ الرئیس ابوعلی سینا ایجاد کرده بودند نام برد.
اینگونه موضوعات نشان می دهد که دین اسلام (حتی در دیگر ادیان) افرادی وجود دارند که دوست ندارند در طرز عقیده آنان تحولی شکل بگیرد.آنها همیشه با اتکا به تعصب خود در مقابل این دگرگونی ها ایستاده اند ومانع از هرگونه شکوفایی و گرایش به خرد خود را شده اند.
اگر این موضوع را ملاک مقایسه با جامعه امروز خود قرار دهیم می بینیم که این طر تفکر از بین نرفته است و این جریان در اجتماع ما وجود دارد و هر روز بیشتر رخنه می کند.مثلا در قبال آقای کسروی افرادی که خود را نگهبان دین می دانستند و ایشان را فردی ضد اسلامی دانستند و دست به قتل ایشان زدند.
پس ازاختراع جمهوری اسلامی در ایران این موضوع در ایران شدت یافت و به مقابله با دیگر ادیان پرداختند.برای من که از یک پدر و مادر اهل تسنن هستم این محدودیت ها وجود داشته است و این مسئله همیشه من را به فکر فرو می برد که چرا با اینکه من هم مانند آنها مسلمان هستم باز هم این محدودیت ها را ایجادمیکنند.
ما ایرانیان باید به تاریخ نگاه کنیم که مقابله به مثل از جهت مذهبی زیان های فراوانی را برای هر دو طرف داشته است مثلا وقتی مسلمانان اسپانیا از این کشور در قرن۱۷ اخراج شدند سر آغاز افول این تمدن هم شروع شد و یا وقتی که فرمان نانت در فرانسه به حالت تعلیق در آمد بسیاری از پروتستان های فرانسوی مجبور به مهاجرت شدند که باعث بروز جنگ های مذهبی در آن کشور شدو یا جنگ ایران و عثمانی در زمان صفویه که باعث خسارات فراوانی به مسلمانان و افول تمدن آنها شد.
از این قراین بر می آید که هیچ گاه این محدودیت ها آثار مثبتی برای انسان نداشته است پس ما باید این فرهنگ را که هر کس در کار خود آزاد است تا جایی که برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند را بپذیریم. این سخنی است که کورش کبیر در کتیبه ی ماندگار خود این موضوع را صراحتا گفته است. کسی که با این نوع نگرش در ۲۵۰۰ سال پیش و جود داشته پس ما هم می توانیم این امر را در زندگی خود بکار گیریم تا به دمکراسی و برابری همه در یک کشور بنام ایران برسیم.