تبليغاتX
دین و سیاست
 

روزها ساعت اول-درس اول ساعت دوم-درس دوم ساعت سوم-درس سوم
شنبه ۸تا۱۰-جامعه شناسی ----------------------- ۱۳:۵الی۱۵:۳۰-تاریخ اموزش
یکشنبه ۸تا۱۰-مدیرت عمومی ۱۰تا۱۱-جامعه عمومی ۱۵:۳۰تا۱۷:۳۰-فارسی ع
دوشنبه ۸تا۱۰-ک کامپیوتر مدیریت ----------------------- ۱۵:۳۰تا۱۶:۳۰-فارسی ع
سشنبه ۱۰تا۱۲-روانشناسی ع ۱۳:۳۰تا۱۵:۳۰-اشنایی با کتاب ۱۶:۳۰تا    -روانشناسی ع

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:19 توسط |

با درود

چند روزی است سوالی برایم پیش آمده است آیا شما جوابی برای آن دارید؟

چرا کشورهای اسلامی همه در یک سطح پیشرفت مانده اند و هیچ کشور اسلامی توسعه یافته وجود ندارد؟

                                                              لطفا نظر خود را ثبت کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 17:27 توسط |

قدرت از آن کیست؟

از زمان های دور انسان ها در پی تسلط بر یکدیگر بودند و مدتی کوتاه یا بلند بر یکدیگر چیره شوند و زمانی هم که افراد به قدرت می رسیدند رفتارهای متفاوتی از یکدیگر نشان میدادند یکی راه ظلم را پیش می گرفت یکی راه خوبی به مردم اما نکته مهم این است که هر دو راه برای بقای حکومتشان بوده است.

داشتن قدرت برای انسانها همیشه شیرین بوده است و برای آن تلاش می کردند.اما زمانی که انسان ها توانستند در مورد مسائل سیاسی تفکر کنند به این نتیجه رسیدند که باید در جوامع خود به تفکیک قدرت دست بزنند و اولین این جنبش ها در فرانسه بود که به انقلاب کبیر فرانسه انجامید. از تحرکات اولیه در ایران هم انقلاب مشروطه بود که در حالی که توانست از قدرت شاه بکاهد اما اثرات عمیقی نگذاشت و حتی یک دوره یک ساله این دستاورد متوقف شد(استبداد صغیر).

امروزه بهترین دست آورد بشر همانا دمکراسی است که لازمه ی آن مشارکت تمام اقشار جامعه در تصمیم گیری هاست اما این دمکراسی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است مثلا در انگلیس این فرهنگ تقریبا بطور کاملانجام می گیرد در حالی که در ایران دمکراسی فقط به عنوان شعار بکار می رود و در آن حکومت را بجای اینکه از آن مردم بدانند ازآن خدا می دانند با این حال کسی را از بین خود (فقها) انتخاب می کنند و مسئولیت خدا را بر دوشش می گذارند . پس از اینکه ایشان به این منصب رسید دیگر نباید کسی صحبتی کند زیرا ایشان را خدا بر گزیده است و در مجرای دستورات خدا دستور می دهد و با امام زمان در حال کانکشیون(ارتباط) است و از کسی که این کارها را با هم انجام می دهد نباید  که انتقاد کرد باید تمجید هم کرد که خود را عالم تریت عالم دنیا می داند.

اما اندیشه ی بشر اینگونه حکومت داری را برنمی تابد و در مقابل آن مقابله می کند البته در ایران این واکنش ها انجام گرفته است اما با سرکوب مواجهه شده است و آن هم بخاطر طعم شیرین قدرت است .

پس قدرت در هیچ جا  متعلق به گروه و فرقه ای خاص نیست بلکه متعلق به آحاد ملت است ..

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 21:13 توسط |

چرا باید دین را از سیاست جدا کرد ؟

در کشور ما وقتی صحبت از جدایی دین و سیاست می شود بعضی ها می پندارند که این سخنی کفر آمیز است و این سخنان دشمنان ایران است که خواهان برقراری فرهنگ غربی در جامعه هستند. اگر ما به قبل از انقلاب به اصطلاح باشکوه اسلامی  بپردازیم می بینیم که مردم به انجام امور مذهبی خود بیشتر پایبند بودند اما امروزه این مسئله دیگر در زندگی مردم جایی ندارد. دلیل این موضوع هم فشار های بر زندگی آنها است و چون در جامعه ای که بر ساختار های اسلام هزاروچهار صد سال  پیش اداره  وبر تلفیق دین و سیاست تاکید می شود در مردم هم این تفکر شکل میگیرد که تمام این  مشکلات زندگی  ناشی از دین  آنهاست که بر آنها حکومت می کند .
اما اینگونه نیست بلکه دین در دست حکومت ایران نوعی ابزار برای مشروعیت دادن به خود است و چون حکومت خود را الهی می داند هیج کس اجازه اظهار نظر در این مورد را ندارد و مخالفان هم منافق محسوب می شوند.
چون سیاست همیشه بر دروغ استوار بوده است وقتی دین را با آن تلفیق کنیم دینی از آن بیرون می آید که مانند همان سیاست دارای صورتی زشت است و کسی رغبت انجام دستورات آن را ندارد .
وقتی مناصب مهم کشوری از بین روحانیون انتخاب می شود و چون بی کفایتی آنها معلوم می شود مردم هم این موضوع را به پای دین اسلام می گذارند و چون مردم فقط می دانند که مسلمانند و چیز دیگری از دین اسلام نمی دانند این دین را سراسر از مشکل  می دانند.

دین امری شخصی است و نباید آن را با امور سیاسی در هم بیامیزیم چون باعث برداشت اشتباه مردم از آن می شود . اصلا دین دستورات مربوط به(گفتار .رفتار.کردار ) تک تک اشخاص بیان داشته نه اینکه با کشورهای قرن 21 چگونه برخورد کنیم را به آموزش داده باشد.

قانون توسط انسان نوشته می شود و امری قرار دادی است مثلا چون در هزار سال قبل  ماشینی نبود به تبع قوانین راهنمایی و رانندگی وجود نداشت و انسان بر طبق نیاز هایش به نوشتن قوانین کرد اما سران حکومتی ما تاکید دارند که باید قوانین ما بر اساس دین اسلام هزار سال گذشته تدوین شود نباید قوانین خود را مورد اصلاح قرار دهیم برای مثال چون در جایی که اسلام نازل شد زندانی وجود نداشت از مجازات حد (شلاق)استفاده می شد و این عمل به یکی از دستورات اسلام در آمدو امروزه این قانون ضد بشری در ایران برای کسانی محکوم به شرب خمر می شوند اعمال می شود .می بینیم که این شلاق زدن در زمان خود بسیار کار آمد هم بوده اما امروز نمی توانیم این حکم را بر انسان عادلانه بدانیم چون ما اکنون باور داریم با حیوانات هم نباید این کار را انجام دهیم و می توانیم مجازات هایی عادلانه تر و انسانی تر داشته باشیم.

اگر به تاریخ اروپا نگاهی کنیم می بینیم که تا زمانی اروپا تحت سلطه دین و کلیسا بود  هیچگونه رشد و شکوفایی از (هر جهتی) در آن وجود نداشت تا زمانی که اروپا از خواب غفلت بیدار شد و فهمید این دین است که مانع برای پیشرفت آنها شده و از آن به بعد مراحل ترقی خود را باسرعت پیمود تاثیرات این جنبش که رنسانس معروف است بر کشور ایران خیلی زود نسبت به کشور های همسایه اثر گذاشت و نتیجه آن مشروطه بود و بعد از آن هم انقلاب مردم بود اما انقلابی برعکس چون ما بجای تعیین مرز دین از سیاست دست به التقاط آن دو به هم زدیم و امروز نتایجش را مشاهده می کنیم.

+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 19:40 توسط |

ولایت فقیه  چگونه بوجود آمد ؟

امروز حکومت در حال حاضر ایران بر پایه حکومت فقهای شیعه اداره می شود که این نوع مملکت داری فقط در ایران جریان دارد.پس در این مورد این سوال پیش خواهد آمد که چرا ایران فقط این شیوه حکومتی را دارد و چرا کسانی در این باره موافق این مسئله نیستند منافق و دشمن ایران محسوب می شوند؟

ما میدانیم که اسلام دارای دو شعبه بزرگ شیعه و سنی است که در فرقه ی سنی آن حکومت بر پایه انتقال مورثی به فرزندان وجود ندارد اما در فرقه ی تشیع اسلام که در بوجود آوردن آن ایرانی ها نقش عمده ای ایفا میکردند حکومت باید از طریق امامان که نوادگان پیامبر اداره شود و چه این افراد صلاحیت داشته باشند چه نداشته باشند باز هم آنها واجب به این کار هستند ولی علمای مذهبی شیعه برای این مسئله هم فکری اندیشیده اند و آن هم معصوم کردن این امامان از گناهان و پلیدی هاست . اگر به موضوع با دقت توجه شود می بینیم که این نوع انتخاب  افراد از احکام کشور داری کسرایان ایران که حکومت آنان از پدر به فرزندش به ارث می رسید نشئت گرفته که اینجا هم رد پای ایرانیان در ایجاد فرقه ی شیعه وجود داشته است که این را ازقدرت نفوذ فرهنگ ایرانی می توان نام برد.

اما موضوع به اینجا میرسد که وقتی آخرین نواده ی پیامبر طبق روایاتی بی سند غیب شدند دیگر کسی وجود نداشت که رهبری شیعیان را به او بدهند و ایشان تا هزار سال نبود که دیگر طاقت علمای شیعه تمام شد که او چرا نمی آید که جهان را از زشتی ها پاک کند و آنها را به مقام و منسب عالی برساند پس کم کم به تکاپو افتادند و خود دست به کار شدند و اولین آن بیان اداره جامعه شیعه شده ی ایران در زمان صفویه بود آن هم فقط اداره ای مذهبی بود که اصلا در کار پادشاهان دخالت نمی توانستد بکنند . این حداقل فضایی بود که انها می توانستند افکار خود را بین مردم رواج دهند بعدها هم آنها به کمک مردم قدرت را از دست شاهان ایران در آوردند و علنا حکومتی دینی سیاسی تشکیل دادند و خودشان هم به مقامات بزرگ کشوری رسیدند که تبعات آن را الان در ایران می توانیم ببینیم.

اگر ما به تاریخ اسلام نگاه کنیم می بینیم که هیچگونه حکومتی بر این اساس وجود نداشته البته قوانین جامعه اسلامی بر اساس دین اسلام تنظیم می شده است ولی به این افراط وجود نداشته است. از اولین نشانه این نوع حکومت داری در کتابی از آقای خمینی دید که قبل از رسیدن به قدرت در ایران نوشته اند و در همان جامعه به اصطلاح غیر دینی منتشر شده است. ما در ایران بهتر از هر کس دیگری می توانیم پایمال شدن قوانین اسلامی را ببینیم . در حکومت سابق ایران هر عملی جای خود را داشته است وبا کمی تحقیق می توانیم وضع دین داری مردم گذشته را نسبت الان ببینم.میتوانیم ببینیم که مردم برای دین خود چقدر اهمیت قائل بوده اند اما امروز........


 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:46 توسط |

آیا محدودیت مذهبی توجیه برای حکومت اسلامی است؟

امروزه ما در کشوری هستیم که بر پایه اصول دینی اداره می شود و در این جامعه هیچ کس حق صحبت و یا انتقاد درباره ی مسائل دینی را ندارد و هر کس صحبتی مغایر مذهب خودش را بزند از طرف مردم ملحد شناخته می شود و دراین باره مجازات هایی هم دارند ....

از نمونه های این مسائل در تاریخ میتوان به قتل رساندن شهاب الدین سهروردی بنیان گذار حکمت اشراقی را نام برد ویا مسائلی که برای شیخ الرئیس ابوعلی سینا  ایجاد کرده بودند نام برد.

اینگونه موضوعات نشان می دهد که دین اسلام (حتی در دیگر ادیان)  افرادی وجود دارند که دوست ندارند در طرز عقیده آنان تحولی شکل بگیرد.آنها همیشه با اتکا به تعصب خود در مقابل این دگرگونی ها ایستاده اند ومانع از هرگونه شکوفایی و گرایش به خرد خود  را شده اند.

اگر این موضوع را ملاک مقایسه با جامعه امروز خود قرار دهیم می بینیم که این طر تفکر از بین نرفته است و این جریان در اجتماع ما وجود دارد  و هر روز بیشتر رخنه می کند.مثلا در قبال آقای کسروی افرادی که خود را نگهبان دین می دانستند و ایشان را فردی ضد اسلامی دانستند و دست به قتل ایشان زدند.

 پس ازاختراع جمهوری اسلامی در ایران این موضوع در ایران شدت یافت و به مقابله با دیگر ادیان پرداختند.برای من که از یک پدر و مادر اهل تسنن هستم این محدودیت ها وجود داشته است و این مسئله همیشه من را به فکر فرو می برد که چرا با اینکه من هم مانند آنها مسلمان هستم باز هم این محدودیت ها را ایجادمیکنند.

ما ایرانیان باید به تاریخ نگاه کنیم که مقابله به مثل از جهت مذهبی زیان های فراوانی را برای هر دو طرف داشته است مثلا وقتی مسلمانان اسپانیا از این کشور در قرن۱۷ اخراج شدند سر آغاز افول این تمدن هم شروع شد و یا وقتی که فرمان نانت در فرانسه به حالت تعلیق در آمد بسیاری از پروتستان های فرانسوی مجبور به مهاجرت شدند که باعث بروز جنگ های مذهبی در آن کشور شدو یا جنگ ایران و عثمانی در زمان صفویه که باعث خسارات فراوانی به مسلمانان  و افول تمدن آنها شد.

از این قراین بر می آید که هیچ گاه این محدودیت ها آثار مثبتی برای انسان نداشته است پس ما باید این فرهنگ را که هر کس در کار خود آزاد است تا جایی که برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند را بپذیریم. این سخنی است که کورش کبیر در کتیبه ی ماندگار خود این موضوع را صراحتا  گفته است. کسی که با این نوع نگرش در ۲۵۰۰ سال پیش و جود داشته پس ما هم می توانیم این امر را در زندگی خود بکار گیریم تا به دمکراسی و برابری همه در یک کشور بنام ایران برسیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:2 توسط |

آیا ما آزادیم و معیار آزادی چیست؟

ما ایرانیان هر یک تصورات مختلفی از آزادی داریم و این مسئله را برای خود به گونه ای خاص تجزیه و تحلیل میکنیم.ما در جامعه ای هستیم که بر پایه شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی بنا شده است اما این آزادی چقدر است؟

به قول یکی از دبیرانم :ما در ایران آزادیم میتوانیم به مدرسه برویم و بیایم , غذا بخوریم و بخوابیم این خودش آزادی است.

بله این این آزدی ماست .به ما گفته اندآزادیم اما نگفته اند چقدر آزادیم.شما پیش خودتان فرض کنید می خواهید که در برابر یکی از سیاست های رئیس جمهور یک تظاهرات مسالمت آمیز انجام دهید  آیا میتوانید؟  چگونه با شما برخورد می کنند؟   آیا اصلا از انجام این کار نمی هراسید؟

بله شما  نمیتوانید این کار را انجام دهید چون اعتراض در ایران جرم است و با شما هر نوع برخوردی را خواهند کرد.شما در کشور های غربی می توانید این موضوع را به راحتی در شبکه های مختلف تلوزیونی ببنید حتی در شبکه های داخلی کشورها اما در ایران تا به حال هیچ نوع اعتراضی در تلوزیون ندیده ایم .این نوع خفقان در ایران ۳۰ سال است که وجود دارد و هیچ کس به این موضوع توجه خاصی نمیکند  چون به آن عادت کرده ایم.

در مورد ادیان مو جود در ایران هم این موضوع وجود دارد مثلا وقتی یک مسیحی در یک جمع مسلمان حاضر می شود با برخورد تمسخر آمیز آنانمواجه می شود.

درجاهایی هم خود ما جلوی آزادی دیگران را می گیریم مانند خانوادها که در برخی موارد از پیشرفت فرزندانشان جلوگیری می کنند.

آزادی در همه ی موارد به خود فرد و اجتماع او بستگی دارد زیرا این انسان است که آزادی را بدست می آورد و از آن استفاده می کند. این هدیه ای نیست که از کشور های دیگر به ما تقدیم شود مثلا آزادی مذهب در آمریکا را نمی توان از آنجا به ایران آورد بلکه خود ما هستیم که باید آن را بدست آوریم. این اتفاق را می  توان در تاریخ خود مان مشاهده کنیم مثلا۳۰ سال پیش خود ایرانیان بود ند که این سیستم حکومتی را برای خود برگزیدند اما بعدها از کار خود پشیمان شدند زیرا این امررا طوری دیگر می خواستند اما باز هم برای این کار دیر نیست و ما میتوانیم دوباره خودمان بر سرنوشت خودمان تصمیم بگیریم بدون اینکه هیچ انقلابی را انجام دهیم بدون اینکه باعث ریختن خود بعضی ها شویم و ناراحتی بخشی از مردم جامعه را باعث شویم چون آزادی برای همه ی مردم است....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:59 توسط |

چرا ایرانیان به دین خود بی تفاوت و متعصب نسبت به دیگر ادیانند؟

بسیاری از ما وقتی صحبت از دین و مذهب میکنیم این ذهنیت برای ما پیش خواهد آمد که  ما بهترین دین را داریم و دیگر ادیان در اشتباه آشکار به سر می برند.ما این طرز تفکر را از پدرانمان به ارث می بریم و آنها هم فکر می کردندکه دینشان بطور کامل از طرف خدا فرستاده شده است... 

اگر شما احتمالابا افرادی که دارای دین و مذهب متفاوتی با شما باشند این مطلب را بخوبی در می یابید که آنها هم دین خود را کاملترین دین میدانند.به قول یکی از بزرگان فلاسفه دین مانند یک ویروس است که از طریق پدر و مادر به فرزند می رسد. فرزندان هم این هدیه را با خو همیشه حمل میکنند اما باید اینگونه افراد با دید روشن تر به این موضوع نگاه کنندواین مطلب را بدانند که تمام افراد دنیا مانندآنها فکر می کنند.اما موضوع مهم تر نگاه ایرانیان به مقوله است که چرا می خواهند دین خود را به همه ی جهان تحمیل کنندبرای مثال آقای رئیس جمهور ما آقای احمدی نژاد در قم و در سخنرانی حوزه ی علمیه قم این نکته را گوشزد کرد که آنها باید خود را برای اداره ی دینی جهان آماده کنند.

اما آقای احمدی نژاد این نکته را متوجه نشدند که همین افراد در این حوزه در اجرای احکام دینی خود در شهر کوچک قم به مشکل برخورده اند و چه برسد به اداره ی جهانی که هر یک از افراد آن پیرو مذهبی خاص هستند.

همانطور که می دانید رهبر کشور ایران هم به فکر خلافت بر تمامی مسلمانان جهان است و تا کنون ندانسته اند که دوران این حکومت ها تمام شده است اینک جهان بسوی جهانی شدن در همه ی ابعادسیاسی اقتصادی  ارتباطی رفته است و دیگر در آن کسی نمیتواندبا زور  وبا حربه های دینی بر کسی حکمرانی کند.

در ایران که با تبلیغات منفی درباره  ی غرب همواره آزادی های مذهبی آنها را زیر سوال برده اند می بینیم که هیچگاه تنازع و جنگی مذهبی در ۱۰۰ سال اخیردر بین آنها رخ نداده است اما در ایران  رهبر ما در یک سخرانی می فرمایند که ما باید جلوی فتنه ی دین بهایت را بگیریم دینی که تا به حال هیچ اخلالی در جامعه انجام نداده است  فقط این را می خواهندکه آزادانه فرایض دینی خود را به جا بیاورند بدون اینکه کسی مزاحمتی برای آنها ایجاد کند.

ما در این موارد می بینیم که دیکر ادیان در ایران آزاد نیستند .کسی نمیتواند از دین اسلام به دین دیگری برود و دین دلخواه خود را برگزیند.اما در کشورهای غربی که در ایران به طور گسترده با فرهنک آنها مقابله میکنند این امری فردی است کسی را به خاطر دینش ملحد و کافر نمی دانندو درپایان ما بایداین نوع نگرش را از صفحه ی ذهنمانم پاک کنیم و با دیدی بدون تعصب به دیگر ادیان نگاه کنیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:58 توسط |

آیا دین برای حکومت ایران دستاویز است؟


امروزه ما ایرانیان این مسئله را زندگی روز مره مشاهده میکنیم که حکومت ما توجه زیادی به دین مردم دارد  و این موضوعی است که همه ی ما بایدبه آن توجه کنیم.
 در زمان حکومت سنتی شاهنشاهی این موضوع علنا بطور شخصی درآمده بود و هر فرد بطور دلخواه می توانست دین خود را داشته باشد بدون اینکه در برابر کسی پاسخگو باشد مانند قوانین امروز بیشتر کشور های غربی(توسعه یافته) اما آنچه برای ما مهم است نگاه امروز حکومت ایران به این مسئله است.

امروزه ایران همانطور که میدتانید بر اساس نظام دینی اداره میشود و قوانین آن بر اساس قوانین 1400 سال پیش که در عربستان جاری بود اداره می شود اما در آن گرایشی از نظام های غربی هم وجود دارد که آن هم به خاطر اجبار در داشتن آنهاست که در حکومت ایران بوجود آمده است.
ما میتوانیم امروزه ببینیم که در کشورمان کارهای مهم در دست آقایان است و خانم ها نمی توانند به این مناصب حتی با وجود داشتن صلاحیت . حتی مقام مهم ریاست جمهوری باید حتما شخص مسلمان باشد وشیعه. این در حالی است که در حکومت  ایلات متحده آمریکا مبینید که دو فرد رقیب جمهوری خواه که یکی از آنها مسلمان است و دیگری خانم است با یکدیگر رقابت می کنندو این میتواند نمونه ای از وجود دمکراسی باشد اما در کشور ایران به دلیل داشتن تعصبات دینی به بعضی افراد مزایای زیادی میرسد و به بعضی دیگر اندک.

اما بیشتر از این اهمیت تاکید حکومت ایران بر دین اسلام از نوع شیعه است ...چرا؟شما میدانید که در دین اسلام حکومت به دست خداست و در دین تشیع بعد از خدا جانشین بر حق ایشان است که حکومت را اداره میکند.اما جانشین بر حق ایشان چه کسی است؟بله این شخص امام زمان است که او را هنوز بعد از 1000 سال کسی ندیده است اما این سوال برای ما پیش  می آید که چطور می تواندحکومت را اداره نماید؟ بازهم آقایان علما برای این کار راه حلی پیدا کرده اند آن هم وجود رابط ایشان است. اما رابط چه کسی است ؟ در ابتدا رابط ها 4 نفر بودندمثل سعید روح نوبختی  که بعد از ایشان امام زمان به غیبت کبری رفتند تا سال های آغازین انقلاب ایران.

بله آقای خمینی با ادعای ارتباط با امام زمان نظر مردم را به خودجلب کردند و توانستندکه به هدف خودشان برسندو  حکومت دلخواه خودشان را بر مسند  کار بیاورند حکومتی که بر پایه دین الهی بودو قوانین الهی در آن جریان داشت.حکومتی که با نظارت امام زمان اداره میشوند  واطلاعات مربوط به جامعه به مرتبط ایشان فرستاده میشود.

اما ما باید این مسئله را بدانیم آیا این موضوع برای سعادت  در زنگدگیمان است یا حکومت بر ما.اگر ما با امداد های غیبی امام زمان برخورداریم  چرا در مسائل سیاسی  اقتصادی و حتی دینی شکست خورده ایم؟بله دین در ایران برای حکومت است و دستاویزی برای حاکمان آن.در ایران مقام رهبر بطور گسترده بر همه ارگانهای دولت نظارت دارد وهیچ کس نمیتواند در مورد دستورات این بخش بگوید چرا؟ آیا این مقام همان مقامی نیست که 30 سال قبل بر همه حکم میراند با این تفاوت که آن منصب هیچ ادعایی  در مورد دین  نداشت ولی این مقام درجریان در ایران در همه ی موارد خواستار این است که تابع آن باشیم تا به رستگاری در این دیا و دنیای آخرت برسیم و باقی حکایت به عهده ی خودتان و خودتان قضاوت کنید.....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:56 توسط |